كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
99
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى جماعت گرويدگان إِذا تَدايَنْتُمْ چون معامله كنيد با يكديگر بِدَيْنٍ به وامى يعنى عقدى بنديد از عقود شرعيه كه بدل در آن دين باشد إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى تا وقت نام برده و معلوم بتوقيت سنين و شهور فَاكْتُبُوهُ پس بنويسيد آن را در صحيفه كه مشتمل باشد بر وصف معامله و اسم معاملين و مبلغ حق و مقدار اجل تا وقت حاجت رجوع بدان كنيد وَ لْيَكْتُبْ و بايد كه بنويسد آن وثيقه را بَيْنَكُمْ در ميان شما كاتِبٌ نويسنده بِالْعَدْلِ بداد و راستى يعنى كم و زياده نه كند در اجل و مال وَ لا يَأْبَ و بايد كه سرباز نزند كاتِبٌ هيچ نويسنده تنكير كاتب بعد از نفى افاده عموم مىكند و اين كتابت بقول بعضى فرض كفايت است و بقولى فرض عين به شرط فراغ كاتب و قولى آنست كه فرض بوده و منسوخ شده لقوله و لا يضار كاتب و گفتهاند مستحب است يعنى اولى آنست كه ابا نه كند كاتب چون التماس كنند أَنْ يَكْتُبَ آنكه بنويسد وثيقه معامله را كَما عَلَّمَهُ اللَّهُ همچنانچه بياموزانيد او را خداى تعالى يعنى بدان نوع كه امر شرعى واقع شد فَلْيَكْتُبْ بس بايد كه بنويسد وَ لْيُمْلِلِ و بايد كه املا كند كاتب را الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ آن كسى كه بر ويست دين و به زبان خود اقرار كند وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ و بايد كه بترسد املاكننده از خداى رَبَّهُ كه پروردگار اوست وَ لا يَبْخَسْ و كم نه كند در وقت اقرار مِنْهُ شَيْئاً از ان حق كه بر اوست چيزى را فَإِنْ كانَ پس اگر باشد الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ آن كسى كه بر اوست حق يعنى بر ذمه اوست سَفِيهاً جاهلى بىوقوف يعنى بالغى غير رشيد چون مجانين و مردم مبهوت أَوْ ضَعِيفاً يا عاجزى ناتوان چون كودك خرد يا پيرى نيك رسيده أَوْ لا يَسْتَطِيعُ يا آنكه مطلقا توانائى ندارد و نمىتواند أَنْ يُمِلَّ هُوَ آنكه املا كند او كه مديون است به جهت آنكه اخرس باشد يا بهواسطه آنكه مرض لكنت در زبانش پديد آيد يا آنكه بدان لغت كه متعارف قوم است گويا نه بود فَلْيُمْلِلْ پس بايد كه املاى آن حق كند وَلِيُّهُ ولى يكى ازينها كه گذشت يعنى متولى امر او و آن قيم است مر طفل و مجنون را و وكيل و مترجم غير مستطيع را و بايد كه ولى اقرار كند بِالْعَدْلِ به راستى و انصاف يعنى زياده و كم املا نهكند وَ اسْتَشْهِدُوا و گواه گيريد بر معامله خود شَهِيدَيْنِ دو گواه مِنْ رِجالِكُمْ از مردمان شما يعنى مسلمانان بالغ آزاد فَإِنْ لَمْ يَكُونا پس اگر اين دو گواه نباشند رَجُلَيْنِ دو مرد يعنى اتفاق نيفتد كه دو مرد گواه شوند فَرَجُلٌ پس يك مرد وَ امْرَأَتانِ و دو زن گواه شوند و شهادت زنان بىمردمان در بكارت و ولادت و عيوب نسائى در موضع مستور مسموعست و با مردان در حدود و قصاص مطلقا مسموع نيست و در غير آن از حقوق مالى و غير مالى چون نكاح و طلاق و عتاق و وكالت و وصيت و امثال آن مقبولست و گواه بايد گرفت .